محمد قنبرى
429
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
كند و آثار ايمان را از آن جستجو كند ، خيلى زودتر به نتيجه مىرسد . إن شاء اللَّه . . . . « 1 » . . . چون آفات معاشرت بسيار است و انسان نمىتواند نوعاً خود را از آن حفظ كند ، مشايخ اهل رياضت اعتزال را ترجيح دهند بر عشرت . و حق آن است كه انسان در اوائل امر كه اشتغال به تعلم و استفاده دارد ، بايد معاشرت با دانشمندان و فضلا كند ، ولى با شرايط عشرت و مطالعه در احوال و اخلاق معاشرين . و در بدايات سير و سلوك و اواسط و اوائل نهايات نيز از خدمت مشايخ و بزرگان اهل حال بايد استفادت كند ، پس ناچار به عشرت است . در سير ملكوتى بايد انسان كوشش كند تا هادى طريق پيدا كند . و چون هادى پيدا كرد ، بايد تسيلم او شود و در سير و سلوك دنبال او رود و قدم را جاى قدم او گذارد . و ما چون نبى اكرم صلى الله عليه و آله را هادى طريق يافتيم و او را و اصل به تمام معارف مىدانيم ، بايد در سير ملكوتى تبعيت او كنيم ، بى چون و چرا . و اگر بخواهيم فلسفهء احكام را با عقل ناقص خود دريابيم ، از جادهء مستقيم منحرف مىشويم و به هلاكت دائم مىرسيم ؛ مانند مريضى كه بخواهد از سرّ نسخهء طبيب آگاه شود ، و پس از آن دارو را بخورد ، ناچار چنين مريض روى سلامت نمىبيند . تا آمده است از سرّ نسخه آگاهى پيدا كند ، وقت علاج گذشته ، خود را به هلاكت كشانده . ما مريضان و گمراهان بايد نسخههاى سير ملكوتى و امراض قلبيه خود را از راهنمايات طريق هدايت و اطبّاء نفوس و پزشكان ارواح دريافت كنيم و با به كار بستن افكار ناقصه و آراء ضعيفهء خود ، به آنها عمل كنيم تا به مقصد - كه رسيدن به سرائر توحيد است - برسيم ؛ بلكه همين تسليم در بارگاه قدس الهى يكى از مصلحات امراض روحيه است و خود نفس را صفائى به سزا دهد و نورانيت باطن را روزافزون كنند . . . . « 2 » از مؤسسهء تنظيم و نشر آثار امام قدس سره بايد بسى سپاسگزار بود كه با احيا و نشر اين اثر خدمت بس بزرگى به حوزهها و مشتاقان اين قبيل مباحث كردهاند ؛ البته در تصحيح اين اثر خطاهاى ريز و درشت و به نسبت فراوانى رخ داده كه به دليل طولانى شدن مقاله ، به آنها نمىپردازم و إن شاء اللَّه به مؤسسات مذكور تقديم خواهم كرد . همچنين
--> ( 1 ) . ص 104 - 107 . ( 2 ) . ص 403 .